دیروزکه به اتفاق اخوی ها رفته بودم ارا چشمم به آلاله های زیبا خورد ،از دیدن آن ها بسیار مسرور شدم ؛
دیروزکه به اتفاق اخوی ها رفته بودم ارا چشمم به آلاله های زیبا خورد ،از دیدن آن ها بسیار مسرور شدم ؛
---------------------------------------------------------------------------------
مر جان لب لعل تو مر جان مرا قوت یا قوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
قربان وفا تم به وفاتم گذری کن تا بوت مگر بشنوم از رخنه ی تابوت
------------------------------------------------------
شادی حقیقی مال بچه هاست بدون ریا بدون نیرنگ «افلاطون»
حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است « چارلی چاپلین»
این شادی است که باید دنبالش بگردیم غم ها خودشان مارا پیدا خواهند کرد.«جک لندن»
بزرگ ترین شادی تولد است وبزرگ ترین غم مرگ « فاست»
شادی در زندگی مخفی است همانگونه که بو در برگ گل مخفی است «ظهیر»
شاو، نویسنده ی بزرگ انگلیس گفته است :اگر انسانی حیوانی نظیرشیری را بکشد ، به او لقب شجاعت می دهند در حالی که اگر شیری انسانی را بکشد به اولقب وحشی می دهند. حال مقایسه کنید تفاوت وحشی وشجاع را در فرهنگ انسانی!
بایزد بسطامی از بازار می گذشت .کسی تعدادی گنچشک را داخل روغن سرخ می کرد.با یزید به گنچشک های داخل روغن اشاره کرد وگفت: کیش! گنچشک ها زنده شدند وپرواز کردند عده ای دور او جمع شدند وبا شگفتی از کار او سخن می گفتند.بایزید از تعریف های شان ناراحت شد وکنار خیابان پیشاب کرد.همان عده ناراحت شدند وگفتند :ای بابا این که دیوانه است! و او را رها کردند..مریدان گفتند:ای شیخ چرا چنین کردی ونگذاشتی مریدان تو زیاد شوند.گفت:مریدانی که با یک کیش بیایند با یک جیش بروند ارزش ندارد انسان وقت خود را به خاطرشان تلف کند.
سلام خدا
مرا می شناسی
بنده ام
پرورده ی نعمت
سرشته ی عشق
فرشته ی هستی
تشنه ی مهر
نمک خورده ی خوان بی دریغ
آفریده ی تو
خوبم؟ یا بد؟
نمی دانم
زحمت نمی دهم
سخن کوتاه
آمده ام سلام کنم
سلام خدا!
: سید ظهیر قادری آذر۸۲
هـرکـه ما را یـاد کرد ایـزد مر او را یـار باد هرکه ما را خوار کرد ،از عمر بر خوردار باد
در دو عالم نیست ما را با کسی چون دشمنی هـر گــلی کـز باغ وصلش بشکفد بی خـار باد
.... فردا
ای آشنای من
در هرزمان
هر گاه
روشن تر از روشن
رخشان تر از خورشید
آبی تر از آبی
زیباتر از زیبا
ای آسمان من
من آ شنای تو
توآ شنای من
دیروز،امروز،فردا
------------------------------------------------------------
زمین مال توست
تورا می زنم صدا
تورا که خوبی وخوشی
زمین مال توست
ستارگان
آسمان
فضا
هوا
تو را که خوب تری ز هرچه خوب
قشنگ تری زصبح زود
تو را به نام می زنم صدا
تو هم مرا بزن صدا
خدا ،خدا،خدا،....
----------------------------------------------
حبیب محبوبم
درآتش عشقت
همیشه می سوزم
فدای نام تو
تمام بود من
حبیب محبوبم حبیب محبوبم
تو نور خورشیدی
ستارگان از تو
تورا همی بینم
به روی برگ گل
طراوت آبی
شکوه روئیدن
حبیب محبوبم حبیب محبوبم
آبان ۱۳۸۲
------------------------------------------------------------
به نام آن که سر آغاز دفتر هستی است
سخن چقدر قشنگ است
واژه ها چه زیبایند
ومن چه سبزم وهوشیار
بال به بال هزاران هزار می خوانم
به نام آن که به پروانه داد پر پر واز
به نام آن که به به باغ داد رنگ انار
به نام آ نکه به آب جریان داد
به نام آن که به خورشید نور اهدا کرد....
به نام آن که سر آغاز دفتر هستی است.
----------------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------------
عاشقانه می بینم
در شکوه هر رستن
در ترنم باران
در تمامی خورشید
در نگاه پروانه
در صدای هر بادی
در درخت
دردریا
در کویر
در جنگل
در مزارع سر سبز
در بلندی کوه ها
در نشیب وپستی ها
در تولد وهستی
در فراق ودر نیستی
در گذشته
و دیروز
در زمان بی آغاز
در زمان بی انجام
حال
اکنون
عاشقانه می بینم
من تورا
خداوندا
سروده :سید ظهیر قادری