روستای ارا

مطالبی در باره ی ارا

روستای ارا

مطالبی در باره ی ارا

روستای ارا
درباره : تک نگاری ایالت فلورین! موقعیت: روستای ارا یکی از روستاهای کوهستانی وخوش آب وهوای بخش چهار دانگه ی ساری است. این روستا در 105 کیلومتری شهرستان ساری ودر35کیلومتری کیاسر (مرکز بخش چهار دانگه) و81کیلو متری دامغان و95کیلومتری سمنان واقع شده است آب وهوای آن در زمستان سرد ودر تابستان معتدل است این روستا به دو بـخش (جنگلی،کوهستانی) تقـسیم می شود.نام این روستا در اغلب نقشه های جغرافیایی نـیامده است؟! اکثر راه های متصل به این روستا ( چه از ساری ، چه از دامغان وچه از سمنان)جز چند کیلومترآسفالت است جمعیت ،زبان وشغل: این روستابیش از200خانوار جـمعّیت دارد که حدود 100 خانوار در روسـتای اراء ساکن هستند وبقیه در شهر های سمنان،ساری،دامغان،قم و تهران وشهرهای دیگر زنـدگی می کنند،مـردم این روسـتا دارای مذهب شـیعه هستند،زبان مردم این روستا محلی مازندرانی(طبری)است .کار اصلی مردم این روستا کشاورزی و دامپروری است معادن :در این روستا معادن مختلفی وجود دارد که از قدیم الایام از آن بهره برداری می شد مثل ،زغال سنگ و فلورین،. . . که بعضی ها به شوخی و به خاطر نیامدن نام این روستا در نقشه های جغرافیا وبه خاطر معدن فلـورین،به این روسـتا ایالت فلورین می گویند!. استفاده از محتوای این وبلاک با ذکر منبع بلامانع است.
پیام های کوتاه
  • ۵ بهمن ۹۱ , ۱۷:۰۰
    کو؟
بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

۱۹۸ مطلب توسط «سیدظهیر قادری» ثبت شده است

بخش دوم: آب ،لوله دزدی

   اولین آب آشامیدنی لوله کشی به همت برخی از اهالی محترم ارا  از جمله مرحوم  حجت الاسلام والمسلمین حاج میر معصوم میر عمادی انجام شد ما که همسایه او بودیم می دیدیم  که او وخانواده اش  چه تلاش وزحمت فراوانی را متقبل می شدند یادم می آید خیلی وقت ها  عوامل اجرایی لوله کشی اب که غیر ارایی بودند در خانه ی او سکونت می کردند آن هم در 30 یا 40 سال قبل که فراهم کردن خورد وخوراک و خیلی چیز های دیگر برای مهمان داری بسیار دشوار بود ( به دلیل  مشکلات ارتباط و جاده ای بین ارا و  شهر  ) . این مرد خیر خواه آبی که متعلق به باع شخصی خودش بود را در لوله جاری کرد و باغش را خشک کرد تا کام مردم ارا با اب بهداشتی سیراب شود . در این شب مبارک تولد حضرت رضا(ع)به روان پاک او وهمسر مکرمش درود می فرستم  

   بدین گونه مردم ارا صاحب آب آشامیدنی بهداشتی شدند اما با افزایش جمعییت  و استفاده ی نا مناسبی  که از آب اشامیدنی برای توسعه باغ و سبزی کار و....می شد و می شود  مشکلاتی برای برای تامین اب به وجود آمد .... دوباره همان بزرگواران که در تمام صحنه ها حضور دارند!  یک تنه مشکل گشا هستند ! ونماینده مردم ارا، زحمت کشیدند ، طرح دادند ، رفتند ،  امدند و گفتند  ، و  چه  وچه  !!!  قرار شد از رک رکی آب بیاورند و چنین شد چه زحماتی مردم روستا متحمل شدند برای انتقال  لوله و کندن کانال –چند هزار متری- برای انکه  آب بیاورند و بخورند ......

یک روز صبح  مردم خبر دار شدند که لوله ها را بردند ، به روستا های مجاور مشکوک شدند و نشانه ها هم بر همین دلالت می کرد..... بله لوله های اب را دزدیدند ،  اما اهالی ولویه نه این کار را تایید کردند و نه تکذیب  هنوز هم همین طور است ...... شکایت و شکایت کشی  اما باز هم مردم فقط گزارش می شنیدند از همان بزرگواران  همیشه آماده  برای  رفع مشکل ارا ! ومردم  هزینه ها را تامین می کردند که به اب برسند اما باز هم نشد هنوز بعد از سال ها نه دولت که مجری  ابرسانی بود پیگیری کرد تا ببیند لوله  هایش را چه کسی دزده  و چه شده و نه نمایندگان حلال مشکل!  پاسخ روشنی برای تلاش ها خود دارند هم چنا ن اتهامی است که مانده و لوله است که دزدیده شده................

بعد  از چشمه سفید کوه اب آوردند  که من خیلی در  ریز جریانش نیستم  اما مشکل هم چنان باقی است و آب  و آب...

  اضافات: چه کسی پشت این ماجرای دزدیدن لوله های آب آشامیدنی است ،  چه کسانی سال ها از این داستان سود بردند و می برند  که ماجرا مخفی می ماند .

2- به قول قائم مقام  این داستان اگر برای مردم ارا اب نداشت شاید برای بعضی ها نان داشت!!!

3- ماجرای آب و آب بستن ریشه در کربلا دارد  ،خدا کند دزدان لوله از سرانجام بستن آب عبرت بگیرند.

۰ نظر ۲۹ آبان ۸۸ ، ۰۷:۲۹

بخش اول: زباله با برکت !

   یادم می آید وقتی اولین بار زباله های غیر بهداشتی شهر ساری را  برای دفن آورده بودند مردم دوست داشتنی ساکن ارا شدیدا معترض بودند عده ای -که فکر می کردند و می کنند نماینده ارا هستند و عقل کل و مشکل کشا، رفتند به بخشداری و کجا کجا ...که مشکل ارا  را حل کنند....نتواستند از اول هم معلوم بود که نمی تواند .... (چون زمانه عوض شده و الزمات خودش را دارد که من بعدا می گویم چیست) بعد که دیدند نمی توانند؛ عده ای  با هماهنگی و یا تحت تاثیر این بزرگواران رفتند ؛ دانسته یا نداسته  جاده را بستند  و یک حق قانونی و انسانی را به یک ماجرای ضد امنیت تبدیل کردند ؛اول  کار بیخ پیاده کرد و بعد راه حلی پیدا شد که: تا آماده شدن زباله سوز ساری یک پولی بگیرید و زباله را بطور موقت دفن کنند.(در حد سه ماه  ) گفتند نمایندگان روستا ها  بیایند و حل مشکل شود؛ رفتند به بخشداری .

     یکی از این اقایان به خود من  گفت به بخشدار گفتیم ما ننگمان می آید پول زباله بگیریم ما پول زباله نمی خواهیم... و با قهر وغضب آمدند بیرون -من راست بودن یا نبودنش را فعلا کاری ندارم . ( اگر کسی دیگر  این مطالب را نفی می کند بگوید ما بدانیم) و برخی از روستا های مجاور رفتند ؛ میلیون ها تومان پول با برکت زباله! را گرفتند وبعد هم دیدند چیز بدی نیست این کار را ادامه دادند ؛ زباله سوز ساری هم دیگه شاید اهمیت خودش را از دست داد و از آن زمان که سال ها می گذرد زباله های غیر بهداشتی  وووو کامیون کامیون  در جوار مراتع جوپین وخوجیر دشت دفن می شود..... می ترسم  به زودی  روز ی فرا برسد که منابع آب زیر زمینی و مراتع ارا آن چنان آلوده شود که  غیر قابل جبران باشد؛ همانطور که همین الان وقتی با ماشین از کنار دفن زباله می گذری باید  نفس حبسه کنی......

 تکمله:  1-آقای نماینده محترم ارا  پول زباله ! کجا بود که تو نمی خواستی بگیری؟  اگر زباله را می خریدند  وقابل فروش بود که صد کیلومتر نمی آوردند که با این همه مشکلات دفن کنند.

 2-اگر هرکسی حتی با نیت درست بخواهد این گونه از حقوق ساکنان ارا دفاع کند به نظر می رسد اصلا دفاع نکند بهتر است چون حداقل خیال  مردم  راحت  می ماند که کسی بی دلیل به زحمت نیفتاده است.

۰ نظر ۱۵ آبان ۸۸ ، ۱۲:۱۵

از دوستانی که در باره ی ارا مطالبی دارنه در خواست کنبه مطالب را ارسال هاکنن تا به اسم خودشون در وب درج بوه.با تشکر

۰ نظر ۰۸ آذر ۸۷ ، ۱۲:۰۸
۰ نظر ۱۹ خرداد ۸۷ ، ۲۲:۱۹

 سال نو مبارک باشه، چند تا نکته را بیان هاکنم اول این که از وقتی که این وبلاک شروع بهیه فکرکمبه 5 سالی بگذشته و مدتی هم مدیر سایت پزوهشگاه معلم  بیمه ۸۵-۸۳ وقت کافی برای به روز هاکردن این وبلاک نداشتمه وهم چنین مدتی هم مطالب مختلف در وبلاک های دیگر بنوشتمه که بخشی از وقت من آن جا ها صرف بهیهه آرزو کمبه امسال فرصت کافی برای به روز ومفید ها کردن این وبلاک پدا هاکنم.

۰ نظر ۰۹ فروردين ۸۷ ، ۱۵:۰۹

روز پنج شبه اگر فرصت بوه شومبه ارا سعی کنم عکس های جالب بریم و این جا نشون هادام راستی شب پنج شبه سالگرد محمدعلی احمدی هسته و جمعه هم سالگرد حاج سید رسول خدا هرد تا ره بیامرزه .

۰ نظر ۰۴ دی ۸۶ ، ۱۵:۰۴
الان فصل زمستونه و هوای ارا بسیار سرده ، اگر خانی در زمستون به ارا بروین، تلاش هکنین وسایل گرمایی خاش همراه بورین، الان تما محل پر از برفه و ازشدت سردی همه جا یخ دوسته، از پایین مله تا قبر سر.خدا بداد برسه امسال با این سرما
۰ نظر ۲۹ آذر ۸۶ ، ۲۲:۲۹
       آداب و رسوم ارا

خواستگاری،

عقد و شیرینی خوری :وقتی موقـع ازدواج پسری می شود ، پسر کسی را به عنـوان همسر آینده انتخاب می کند،سپـس نزدیکان پسر موضوع را به اطلاع پدر خانواده می رسانند و پدر یکی از بزر گان مـحل را به خواستگاری می فرستد. اگر خانواده  دختر راضی بودند.مراسم نامزدی انجام می شود.یعنی خانواده ی داماد مراسم شیرینی خورانی بر پا می کنند که طی آن خانواده  داماد به چند نفر شام می دهد وسپس به همرا ه دعوت شده هاچند مجمع (سینی های بزرگ)پر از انواع شیرینی ومیوه ومقـدار ی جواهر الات ولباس و کفش را به خانه عروس می برند و در آن جـا مراسم شیرینی خوران به طور رسمـی انجـام می شود یعنی ابتدا کله قندی توسط بزرگ مجـلس به نشانه ی شادی شکسته می شود.وسپس به میمنت این مراسم شیرینـی های آورده شده البته نه همه-توسط حاضران مجلس خورده می شود از همین زمان دو جوان دختر وپسر می توانند گاه گاهی همدیگر را تا مراسم عقد رسمی فرا برسد ببیند (امروزه معمولاً ابتدامراسم عقد و سپس مراسم شیرینی خوری برگزار می شود)

۰ نظر ۰۵ تیر ۸۳ ، ۱۹:۰۵

                     دندان شکن

     در زمان قدیم وحتی اکنون قبل از شیرینی خوران مراسم دندان شـکن انجام می شد و می شود یعنی خـانواده داماد برای این که کسـی نتواند به خواستگاری دختر برود ورقبا ی احتمالی هم دندانشان به سنگ بخورد یواشکی پس از مراسم خواستگاری یک مراسم کوچک با شرکت اعضای اصلی دو خـانواده ترتیب می دادند وطـی آن به طور غـیر رسمی نـامزدی دو جـوان اعـلام می شد وگاهی این کار با گذاشتن برگ سبز در نزد خانواده ی عـروس انجام می شد .یعـنی خـانواده ی پسر پارچه ای سبز رنگی ر ا برای خانواده ی عروس می بردند وبه عنوان کـادو به خانـواده ی عـروس می دادند وبعـد از آن پسر و دخـتر نـامـزد تلـقی می شدندومعمولاً زمـانی از شیوه ی برگ سبز یا دندان شکن استفاده می شد که امـکان ازدواج در کوتاه مدت ممکن نیست

۰ نظر ۰۵ تیر ۸۳ ، ۱۹:۰۵

  مراسم بعد از ظهر پس از خوردن ناهار با سر تراشی(اصلاح نمادین سر داماد) ادامه می یابد مراسم سر تراشی در یک فضای وسـیع وباز انـجام می شود وپس از اصـلاح اندکی از موی دامـاد بوسیله سلمانی محل حاضـران هر کدام پولی را به عنوا ن سرتراشی به داماد می دهند( معمولاً نصف پولی است که در مرسم حنا بندان شب به داماد می دهند) ویک نفراز اهالی روستا با صدای بلند نام دهنده ی پول ومبلغ آن را با یک جمله ی با مسما اعلام می کند مثلاً اگر دهـنده ی هدیه پسری مجرد به نام علی باشد گیرنده ی پول می گوید علی آقا داماد بووه(بشود) 1000تـومان واگر همین فرد متاهل باشد وصـاحب پسـر ی هم باشد می گوید:علی آ ‏قا پسررداماد هاکنه(کند) 1000تومان .واگر متاهل وصـاحب پسر نباشد می گویـد: علـی آ ‏قا پسرپی یر بوه(صاحب پسر)شود1000تومان.پس از مراسـم سر تراشی داماد را با شادی وهـلهـله به حـمام ده می برند وپـس از حـمام وپوشیدن لباس دامادی ، داماد را به همان محـل وسیـع وباز قبلی می آورند .داماد وساق دوش های او (داماد پیرها) بر روی صندلی می نشیند ومردم ده و وابستگان دامـاد در مجـمع (سینی های بزرگ) می آورندکه در آن  بشفاب هـای گونـاگون پر از مـیوه وشیرینی وجودارد.وآن مجمومه ها را به ردیف در جلوی داماد می چیند پس آجل ها را یک جا می کنند وبین حاضران تقسیم می کنندپس از تقسیم میوه وآجیل مراسم عمومی روزداماد موقتاً پایان می یابد.غروب همین روز، - در حالی که یکی از نزدیکان عروس یک سینی بزرگ را که در آن لباس عروس وآینه است برسر گرفته وجلوی عروس حرکت می کند ودوساق دوش عروس که یکی به انتخاب خانواده دامادودیگری به انتـخاب خـانواده عروس اورا همراهی می کنند عروس را به حمام می برند که به آنها عاروس مار می گویندوبقیه زنان ودختران به دنبال آنان ودر حالی که اشعاری را می خوانند به سوی حمام می روندوناگفته نماند که بعضی از مردان فامیل هم درجلو عـروس حرکت می کنند وهر وقت که عروس به پل یا سنگ بزرگی رسید ساق دوش های عروس، عروس راازحرکت باز می دارند تایکی از بـستگان داماد بیایید وپول را که به عنوان پل سری معروف است بدهد خلاصـه وقتی به حمام رسیدند عروس به حمام می رود وبقیه جمعیت درسر حمام به هـلهله وشادی می پردازندو(یار گله کانه )می خوانندپس از خـروج عـروس ازحـمام گوسفندی را قربانی می کنند وداماد قبل از رسیدن عروس به خانه خود ،می آید وبر سرعروس شاه باش پول ونقل  می ریزد.و وقتی عروس به خانه رسیدبا چای وشیرینی از مهیمانان پذیرایی می کنند شب سینی که در آن آب وآینه وشانه وقیچی است می آورندوعروس را آرایش می کنند که به چتر سری معروف است؛وهرکس هدیه ی خود را به عروس می دهد که هدیه معمولا پول است که معمولا نصف پولی است که در مراسم حنا بندان به عروس می دهند وشخصی که پول را می گیرداسم طرف را می خواندو به شکلی از او تشکر می کنند مثل مراسم سرتراشی دامادوبعد به پایکوبی وشادی مشغول می شوند وپس از صرف شام نیز خانواده داماد برای عروس حنا می آورند که به آ ن حنا بندان می گویندواین هم به مانند مراسم چتر سری است یعنی پس از این که دست عروس را حنا کردندیک نفر وسط می نشیندوباز بستگان ودوستان یک مبلغ دلخواهی را تقدیم عروس می کنند وشخص جمع کننده پول با گفتن فلانی پسرش را داماد کند یا  اگر پسر ندارد با گفتن پسر مار شوی ایشاالله از ایشان تشکر می نماید

۰ نظر ۰۵ تیر ۸۳ ، ۱۹:۰۵